اقدام ۵ - پایان سکوت: بازشناسی ریشههای بحران داخلی ایران
سالهاست که جمهوری اسلامی ایران سیاست خارجیای را دنبال کرده است که نفوذ منطقهای و بقای نظام را بر امنیت و حقوق مردم خود مقدم میشمارد. در حالی که وقایع اخیر، جنگ و حملات نظامی را به حریم هوایی ایران کشانده است، شناخت رنجی عمیقتر و مداومتر که ماههاست در داخل ایران در جریان است، حیاتی به نظر میرسد. این بحران در خلأ ایجاد نشده است؛ بلکه حاصل دههها سوءمدیریت، سرکوب و دستگاه امنیتیای است که اعتراض را جرم میانگارد. بسیاری از ایرانیان، خشنیتی را که اکنون منطقه را فراگرفته است، نتیجه مستقیم سیاستهای جمهوری اسلامی در خارج و داخل کشور میدانند.
در داخل ایران، مقامات به جای اصلاحات، با تاکتیکهای وحشیانه به اعتراضات عمومی پاسخ دادهاند. پس از آنکه تظاهرات سراسری در واکنش به شکایات سیاسی و اقتصادی شعلهور شد، نیروهای امنیتی کارزاری از سرکوب را به راه انداختند. سازمانهای حقوق بشری گزارش میدهند که دهها هزار نفر به اتهامات مبهم «امنیت ملی» به دلیل شرکت در اعتراضات مسالمتآمیز بازداشت شدهاند و بسیاری دیگر تحت شکنجه، ناپدیدسازی اجباری و محاکمههای ناعادلانه قرار گرفتهاند. کارشناسان حقوقی و تحلیلگران، این اقدامات را تلاشی سیستماتیک برای خفه کردن فضای مدنی و درهم شکستن اعتراضات در پی یکی از خونینترین سرکوبها پس از انقلاب ۱۳۵۷ توصیف میکنند.
مقیاس این سرکوب تکاندهنده است. برآوردهای مستقل نشان میدهد که بیش از ۵۰,۰۰۰ نفر بازداشت شدهاند و برخی منابع حاکی از آن است که بیش از ۱۰۰,۰۰۰ نفر در ارتباط با اعتراضات اخیر دستگیر یا بازجویی شدهاند. بسیاری از بازداشتشدگان بدون دسترسی به وکیل یا تماس با خانواده در حبس به سر میبرند و در برخی موارد، کودکان و نوجوانان نیز در میان بازداشتشدگان هستند.
پزشکان، وکلای دادگستری، معلمان، روزنامهنگاران و مراقبان — افرادی که صرفاً تلاش میکردند به معترضان زخمی کمک کنند یا برای کرامت انسانی ایستادگی کنند — در میان بازداشتشدگان هستند. در برخی موارد، کادر درمان به دلیل ارائه مراقبتهای پزشکی به مجروحان یا افشاگری درباره آزار و اذیتهای داخل بیمارستانها در طول سرکوب، هدف قرار گرفتند. این نشان میدهد که سرکوب تا چه حد در زندگی روزمره مدنی ریشه دوانده است.
نهادهای بینالمللی حقوق بشر هشدارهای فوری صادر کردهاند. کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار شفافسازی کامل درباره سرنوشت و محل نگهداری تمامی بازداشتشدگان، توقف اعدامهای مرتبط با اتهامات اعتراضات و بازگرداندن حمایتهای قانونی بنیادین شدهاند.
در این بستر، مردم ایران — از دانشجویان در دانشگاهها تا خانوادههایی که منتظر خبری از عزیزانشان هستند — یک خواسته قاطع و مشترک دارند: آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی. این خواسته مربوط به سیاستهای جناحی یا مداخله خارجی نیست؛ بلکه درباره عدالت، کرامت انسانی و پایان دادن به جرمانگاری سیستماتیک آزادیهای اساسی است.
اکنون، حتی با تشدید خشونتها و لفاظیهای خارجی، بسیار مهم است که اجازه ندهیم روایتها توسط کسانی شکل بگیرد که مصائب غیرنظامیان را با بازیهای ژئوپلیتیک اشتباه میگیرند. قربانیان واقعی در این لحظه، بازیگران انتزاعی در یک درگیری دوردست نیستند، بلکه خانوادههایی هستند که شاهد کشته شدن فرزندانشان بودهاند، نزدیکانشان در دل شب ربوده شدهاند و زندگیشان با ترس از ناپدید شدن گره خورده است.
جمهوری اسلامی دیرزمانی است که از روایتهای «تهدید خارجی» برای توجیه سرکوب داخلی استفاده میکند — تا شهروندان خود را به عنوان «سپر» امنیت نظام به تصویر بکشد و همزمان صدای آنها را خفه کرده و حقوقشان را سلب کند. اما در خیابانها، دانشگاهها و خانهها در سراسر ایران، فراخوان مشترک مردم روشن است: تمام زندانیان سیاسی را همین حالا آزاد کنید.
تنها با شناخت ریشههای این بحران — از جمله میراث سرکوب داخلی و سیاستهایی که چنین سرکوبی را ممکن ساخته است — میتوان به همبستگی واقعی با مردم ایران دست یافت و مسیری رو به جلو را بر پایه عدالت و حقوق بشر دنبال کرد.
.png)